brawly

brawl·y/ˈbrɔːli/
brawlto fight noisily-yfull of, characterized by
adjective (صفت)informalcomparative (تفضیلی): brawliersuperlative (عالی): brawliest

صفت — دعوایی

دعواییپرخاشگرپر سر و صدا

متمایل به دعوا یا مشخصه آن؛ دعوایی یا پر سر و صدا.

Given to or characterized by brawling; quarrelsome or rowdy.

«این میخانه شهرت دعوایی داشت و اغلب در آن دعوا می‌شد.»

The pub had a brawly reputation, often having fights.

«او خلق و خویی دعوایی داشت، همیشه آماده رویارویی بود.»

He had a brawly temper, always ready for a confrontation.

تفاوت با واژه‌های مشابه
quarrelsomeنزاع‌جو

متداول. کسی را توصیف می‌کند که مستعد بحث یا دعوا، اغلب لفظی، است. 'Quarrelsome' بر تمایل به دعوا تاکید دارد که به خوبی با 'brawly' همخوانی دارد اما می‌تواند به مشاجرات لفظی نیز اشاره کند.

Common. Describes someone prone to arguing or fighting, often verbally. 'Quarrelsome' emphasizes the tendency to pick fights, which aligns well with 'brawly' but can also refer to verbal disputes.

rowdyشلوغ‌کننده

متداول. کسی را توصیف می‌کند که پر سر و صدا و بی‌نظم است، اغلب مرتبط با یک گروه. 'Rowdy' به شلوغی عمومی دلالت دارد که می‌تواند به دعوا منجر شود، اما منحصراً به معنای دعوا نیست.

Common. Describes someone noisy and disorderly, often associated with a group. 'Rowdy' implies a general boisterousness that can lead to brawling, but doesn't exclusively mean fighting.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000