adverb (قید)commontype (نوع): manneradjective (صفت): brazenposition (جایگاه): middle
قید — گستاخانه
گستاخانهبیشرمانهوقیحانه
به شیوهای گستاخانه و بیشرمانه، به ویژه در به چالش کشیدن هنجارها یا قوانین.
In a bold and shameless way, especially in defying conventions or rules.
«او بیشرمانه بدون پرداخت صورتحساب خارج شد.»
“He brazenly walked out without paying the bill.”
«او گستاخانه قوانین را نادیده گرفت.»
“She brazenly ignored the rules.”
تفاوت با واژههای مشابه
shamelessly— بیشرمانه
رایج. مستقیماً با 'brazenly' قابل تعویض است، اغلب بر عدم شرمندگی بدون لزوماً دلالت بر نافرمانی تأکید دارد.
Common. Directly interchangeable with 'brazenly', often emphasizing the lack of shame without necessarily implying defiance.