bring

/brɪŋ/
1verb (فعل)commonpast (گذشته): broughtpast participle (مفعولی): brought-ing (حال): bringing3rd (سوم): brings

فعل — آوردن

آوردنهمراه آوردن

کسی یا چیزی را با خود به مکانی آوردن؛ چیزی را از جایی به جای دیگر منتقل کردن.

To come to a place with someone or something; to carry something from one place to another.

«لطفاً کتابت را به کلاس بیاور.»

Please bring your book to class.

«چتر آورده‌ای؟»

Did you bring an umbrella?

تفاوت با واژه‌های مشابه
carryحمل کردن (روزمره. بیشتر بر عمل فیزیکی نگه داشتن و جابجایی دلالت دارد، بدون اینکه لزوماً به مقصد نهایی اشاره کند. می‌تواند جایگزین 'bring' شود وقتی مقصد مشخص باشد، اما 'bring' بیشتر به معنای
fetchرفتن و آوردن (روزمره. به معنای رفتن به جایی، برداشتن چیزی و آوردن آن به جایی دیگر است. وقتی کسی را می‌فرستید تا چیزی را بیاورد، 'fetch' مناسب است: 'Please fetch me a glass of water.' اما وقتی خودتان چیزی را می‌آورید، 'bring' مناسب‌تر است: 'I brought you flowers.' 'Bring' می‌تواند جای 'fetch' را بگیرد اگر مقصد مشخص باشد و عمل رفتن برای آوردن در بافت جمله وجود داشته باشد.)
متضادها
2verb (فعل)commonpast (گذشته): broughtpast participle (مفعولی): brought-ing (حال): bringing3rd (سوم): brings

فعل — باعث شدن

باعث شدنایجاد کردن

باعث شدن که چیزی اتفاق بیفتد یا به وجود آید.

To cause something to happen or to exist.

«این خبر چشمانش را پر از اشک کرد.»

The news brought tears to her eyes.

«سخت‌کوشی می‌تواند موفقیت به ارمغان بیاورد.»

Hard work can bring success.

تفاوت با واژه‌های مشابه
causeموجب شدن (رسمی/خنثی. تأکید بر علت و معلول. کاملاً جایگزین 'bring' در این معنا می‌شود، به خصوص در بافت‌های رسمی: 'His actions caused a lot of problems.' بجای 'His actions brought a lot of problems.')
متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000