brokerage

bro·ker·age/ˈbroʊkərɪdʒ/
noun (اسم)formal

اسم — کسب و کار دلالی

کسب و کار دلالیکارگزاری

کسب و کار یا حق‌الزحمه دلال برای ترتیب معامله

The business or fee of a broker for arranging sales or trades

«او در کارگزاری فعالیت می‌کند.»

He works in the brokerage business.

«کارگزاری برای معامله هزینه گرفت.»

The brokerage charged a fee for the deal.

تفاوت با واژه‌های مشابه
agencyآژانس

رسمی. سازمانی که به نیابت عمل می‌کند، بعضاً جایگزین است.

Formal. Organization acting on others’ behalf, sometimes interchangeable.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000