broken vessel

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

bro·ken ves·sel/ˌbroʊkən ˈvɛsəl/
phrase (عبارت)literary

عبارت — انسان شکسته

انسان شکستهوجود آسیب‌دیده

شخصی که آسیب‌دیده یا بی‌فایده پنداشته می‌شود، اغلب در زبان دینی.

a person regarded as damaged or no longer useful, often in religious language

«موعظه از درمان وجودی آسیب‌دیده سخن گفت.»

The sermon spoke of healing a broken vessel.

«او نپذیرفت که خود را انسانی شکسته بداند.»

She refused to see herself as a broken vessel.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000