bulked

/bʌkt/
verb (فعل)commonpast (گذشته): bulkedpast participle (مفعولی): bulked-ing (حال): bulking3rd (سوم): bulks

فعل — حجم دادن

حجم دادناضافه کردن

گذشته فعل bulk؛ افزودن حجم یا جرم به چیزی

past tense of bulk; to add mass or volume to something

«مواد هنگام خیس شدن حجم گرفت.»

The material bulked when wet.

«او از طریق ورزش عضلات بازو را حجیم کرد.»

He bulked his arms through exercise.

تفاوت با واژه‌های مشابه
expandedگسترش یافته

معمولی. اصطلاح کلی برای بزرگ‌تر شدن؛ bulked به معنی ضخیم یا پرحجم شدن است.

Common. General term for increased size; bulked implies growing thicker or larger mass.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000