bumming

bumm·ing/ˈbʌmɪŋ/
verb (فعل)informalpast (گذشته): bummedpast participle (مفعولی): bummed-ing (حال): bumming3rd (سوم): bums

فعل — ول‌گردی کردن

ول‌گردی کردنولگردی کردن

درخواست کردن چیزی (معمولاً پول) به صورت غیررسمی یا اصراری، اغلب بدون تلاش برای به‌دست آوردن آن.

To ask for something (especially money) in a casual or persistent way, often without working for it.

«او از دوستانش سیگار می‌خواست.»

He was bumming cigarettes from friends.

«دست از ولگردی و پول خواستن بردار و دنبال کار برو.»

Stop bumming money and get a job.

تفاوت با واژه‌های مشابه
beggingگدایی کردن

معمولی. درخواست پول یا کمک، اغلب جدی‌تر یا ناامیدانه.

Common. Asking for money or help, often in a more serious or desperate way.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000