bummed

/bʌmd/
adjective (صفت)informal

صفت — ناراحت

ناراحتدل‌خور

احساس ناراحتی یا ناامیدی داشتن.

Feeling sad or disappointed.

«بعد از بازی واقعاً ناراحت بود.»

He was really bummed after the game.

«از اینکه کنسرت را از دست دادم دل‌خورم.»

I’m bummed that I missed the concert.

تفاوت با واژه‌های مشابه
downافسرده

غیررسمی. هنگام بیان ناراحتی جایگزین مناسبی است.

Informal. Can replace 'bummed' when expressing sadness casually.

disappointedناامید

رایج. معنای مشابه ولی کمی رسمی‌تر و دقیق‌تر در مورد انتظارات برآورده نشده.

Common. Similar meaning but a bit more formal and specific to unmet expectations.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000