bum

/bʌm/
1noun (اسم)informalplural (جمع): bums

اسم — بی‌خانمان

بی‌خانمانگدا

(آمریکایی، غیررسمی) فردی که بی‌خانمان است و معمولاً با گدایی زندگی می‌کند.

(US, informal) A person who is homeless and usually lives by begging.

«او یک بی‌خانمان را دید که روی نیمکت پارک خوابیده بود.»

He saw a bum sleeping on the park bench.

«شهر در تلاش است تا به بی‌خانمان‌ها کمک کند سرپناهی پیدا کنند.»

The city is trying to help the bums find shelter.

تفاوت با واژه‌های مشابه
trampولگرد

قدیمی/غیررسمی. فردی که پیاده سفر می‌کند و با گدایی یا کارهای موقت زندگی می‌کند. 'او سال‌ها به عنوان ولگرد زندگی کرد' درست است. این کلمه بار منفی مشابه 'bum' دارد و امروزه کمتر استفاده می‌شود.

Dated/informal. A person who travels about on foot and lives by begging or doing casual work. 'He lived as a tramp for years' works. It carries a similar negative connotation to 'bum' and is less frequently used now.

2noun (اسم)informalplural (جمع): bums

اسم — باسن

باسنکفل

(بریتانیایی، غیررسمی) کفل یا باسن یک فرد.

(UK, informal) A person's buttocks.

«او با کفل زمین خورد.»

He landed flat on his bum.

«باسنم از بس تمام روز نشستم درد می‌کند.»

My bum is sore from sitting all day.

تفاوت با واژه‌های مشابه
bottomته

روزمره/خنثی. قسمت پایینی پشت بدن انسان. 'بچه روی ته خود افتاد' درست است. 'Bum' غیررسمی‌تر و مخصوص بریتانیا است.

Everyday/neutral. The lower rear part of the human torso. 'The child fell on his bottom' works. 'Bum' is more informal and British-specific.

buttocksسرین

رسمی/پزشکی. دو برآمدگی گوشتی در قسمت پشت بدن انسان. 'بیمار از درد در سرین شکایت کرد' درست است. 'Bum' یک جایگزین عامیانه است.

Formal/medical. The two fleshy protuberances on the posterior of the human body. 'The patient complained of pain in the buttocks' works. 'Bum' is a colloquial alternative.

3verb (فعل)informalpast (گذشته): bummedpast participle (مفعولی): bummed-ing (حال): bumming3rd (سوم): bums

فعل — گدایی کردن

گدایی کردنمجانی گرفتن

(آمریکایی، غیررسمی) چیزی را با درخواست کردن به دست آوردن؛ گدایی کردن.

(US, informal) To get something by asking; to cadge.

«می‌توانم از تو یک سیگار بگیرم؟»

Can I bum a cigarette off you?

«او همیشه سعی می‌کند از برادرش پول مجانی بگیرد.»

He always tries to bum money from his brother.

تفاوت با واژه‌های مشابه
cadgeمجانی گرفتن

روزمره/غیررسمی. درخواست یا به دست آوردن (چیزی که فرد به طور دقیق حق آن را ندارد) با اشاره به گدایی. 'او همیشه سیگار از دوستانش مجانی می‌گیرد' درست است. 'Bum' معنی مشابهی دارد اما شاید کمی قوی‌تر بر گدایی تأکید می‌کند.

Everyday/informal. To ask for or obtain (something to which one is not strictly entitled) with the implication of begging. 'He's always cadging cigarettes from his friends' works. 'Bum' has a similar meaning but is perhaps slightly stronger in implying begging.

scroungeمجانی به دست آوردن

غیررسمی. تلاش برای به دست آوردن چیزی از دیگران، به ویژه به هزینه آنها یا با حیله. 'می‌توانم یک سفر مجانی از تو بگیرم؟' درست است. مشابه 'bum' است اما می‌تواند به معنای به دست آوردن چیزها با زیرکی نیز باشد نه فقط با درخواست.

Informal. To seek to obtain something from others, especially at their expense or by stealth. 'Can I scrounge a lift from you?' works. Similar to 'bum' but can also imply getting things by cleverness rather than just asking.

4adjective (صفت)informalcomparative (تفضیلی): bummersuperlative (عالی): bummest

صفت — بنجل

بنجلپست

(غیررسمی) بی‌کیفیت؛ بی‌ارزش.

(informal) Of poor quality; worthless.

«به خاطر یک آسیب قدیمی، زانوی خراب دارم.»

I have a bum knee from an old injury.

«این ماشین یک معامله بی‌ارزش است؛ مدام خراب می‌شود.»

This car is a bum deal; it keeps breaking down.

تفاوت با واژه‌های مشابه
lousyافتضاح

غیررسمی. بسیار بد. 'آن فیلم افتضاح بود' درست است. 'Bum' کمتر به عنوان یک صفت کلی برای کیفیت پایین استفاده می‌شود و بیشتر با چیزهایی که واقعاً خراب یا از کار افتاده‌اند مرتبط است، مثلاً 'زانو خراب'.

Informal. Very poor or bad. 'That movie was lousy' works. 'Bum' is less common as a general adjective for poor quality and is more often associated with things that are literally broken or not working, e.g., 'a bum knee'.

worthlessبی‌ارزش

روزمره. بدون ارزش، استفاده یا اهمیت. 'ماشین قدیمی بی‌ارزش بود' درست است. 'Bum' اغلب به این معنی است که چیزی خراب است یا به درستی کار نمی‌کند و در آن زمینه بی‌ارزش است.

Everyday. Having no value, use, or importance. 'The old car was worthless' works. 'Bum' often implies something is broken or not functioning as it should, making it worthless in that context.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000