tramp

/træmp/
trampto walk heavily or noisily
1noun (اسم)commonplural (جمع): tramps

اسم — مشرد

مشردولگرد

کسی که از جایی به جای دیگر می‌رود، اغلب بی‌خانمان و بدون شغل دائمی.

A person who walks from place to place, often homeless and without a permanent job or home.

«مشرد دیشب زیر پل خوابید.»

The tramp slept under the bridge last night.

«بسیاری از ولگردها در خیابان‌های شهر دنبال غذا می‌گردند.»

Many tramps wander the city streets looking for food.

تفاوت با واژه‌های مشابه
hoboکاروان‌نشین

غیررسمی. به کسانی گفته می‌شود که بی‌خانمان هستند و سفر می‌کنند و معمولاً کارهای مختلف انجام می‌دهند؛ معنی مشابه است اما تمرکز روی کار کردن دارد.

Informal. Refers specifically to homeless people who travel and often do odd jobs; similar meaning but with a focus on work.

vagrantبی‌خانمان

رسمی. به کسی گفته می‌شود که بدون خانه یا شغل پرسه می‌زند؛ اصطلاح رسمی و گاهی حقوقی است.

Formal. Refers to someone who wanders without a home or job; more formal and sometimes legal term.

متضادها
2verb (فعل)commonpast (گذشته): trampedpast participle (مفعولی): tramped-ing (حال): tramping3rd (سوم): tramps

فعل — راه رفتن سنگین

راه رفتن سنگینبهمن‌وار قدم برداشتن

راه رفتن سنگین، پرصدا یا محکم، معمولاً برای مسافت طولانی.

To walk heavily, noisily, or with firm steps, often for a long distance.

«ساعت‌ها در برف راه رفتیم.»

We tramped through the snow for hours.

«او با عصبانیت از پله‌ها بالا رفت.»

She tramped up the stairs angrily.

تفاوت با واژه‌های مشابه
stompبهمن‌وار قدم برداشتن

غیررسمی. تأکید بر قدم‌های سنگین و پرصدا دارد؛ معنی مشابه اما با نیروی بیشتر و صدای بلندتر.

Informal. Emphasizes heavy, loud steps; similar meaning but more forceful and noisy.

marchراه رفتن نظم‌مند

رسمی. به راه رفتن منظم و ریتمیک با هدف خاص اشاره دارد؛ در مکالمات روزمره قابل جایگزینی نیست.

Formal. Implies regular, rhythmic walking, often with a purpose; not interchangeable in casual contexts.

متضادها
3noun (اسم)common

اسم — پیاده‌روی طولانی

پیاده‌روی طولانیراه پیمایی

پیاده‌روی طولانی یا کوهنوردی، به‌ویژه یک راه پیمایی خسته‌کننده یا گسترده.

A long walk or hike, especially a tiring or extensive one.

«یک پیاده‌روی طولانی در جنگل داشتیم.»

We took a long tramp through the forest.

«راه پیمایی آن‌ها را در پایان روز خسته کرد.»

The tramp tired them out by the end of the day.

تفاوت با واژه‌های مشابه
hikeکوهنوردی

رایج. به پیاده‌روی مخصوصاً در طبیعت یا کوه‌ها اشاره دارد؛ مشابه اما معمولاً حالت تفریحی دارد.

Common. Refers to a walk, especially in nature or mountains; similar but usually more recreational.

trekراه پیمایی سخت

غیررسمی/رسمی. بر راه پیمایی سخت یا طولانی تأکید دارد؛ می‌تواند در این معنا جایگزین tramp شود.

Informal/formal. Emphasizes a difficult or long walk; can replace tramp in this context.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000