buxom
bux·om/ˈbʌksəm/
adjective (صفت)archaiccomparative (تفضیلی): buxomersuperlative (عالی): buxomest
صفت — پرانرژی
پرانرژیسینهدار و خوشاندام
چاق و خوشاندام، معمولاً درباره خانمهایی با سینهها و اندامی برجسته.
Having a full, curvy figure, especially referring to a woman’s breasts and body.
«او بهعنوان یک پیشخدمت پرانرژی توصیف شد.»
“She was described as a buxom barmaid.”
«نقاشی زنی خوشاندام با لباس قرمز را نشان میداد.»
“The painting showed a buxom woman in a red dress.”
تفاوت با واژههای مشابه
curvy— برازنده
غیررسمی. معنی مشابه اما امروزه رایجتر است.
Informal. Similar meaning but less old-fashioned and more common today.