buxomly

bux·om·ly/ˈbʌk.səm.li/
adverb (قید)archaictype (نوع): manneradjective (صفت): buxomposition (جایگاه): middle

قید — به طور پراندام

به طور پراندامآراسته

به شکلی که با اندامی پر و سالم و جذاب، مخصوصاً درباره زنان، توصیف شود.

In a manner characterized by a full, healthy, and attractive figure, especially referring to women.

«او با صدای پرانرژی و گرم خندید و فضا را پر کرد.»

She laughed buxomly, filling the room with warmth.

«شخصیت با حرکتی پرتر و جذاب از صحنه گذشت.»

The character moved buxomly across the stage.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000