در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
به شکلی که با اندامی پر و سالم و جذاب، مخصوصاً درباره زنان، توصیف شود.
In a manner characterized by a full, healthy, and attractive figure, especially referring to women.
«او با صدای پرانرژی و گرم خندید و فضا را پر کرد.»
“She laughed buxomly, filling the room with warmth.”
«شخصیت با حرکتی پرتر و جذاب از صحنه گذشت.»
“The character moved buxomly across the stage.”