carny

car·ny/ˈkɑːrni/
carnflesh / carnival-ycharacteristic of / related to
1noun (اسم)informalplural (جمع): carnies

اسم — کارگر کارناوال

کارگر کارناوالسیرک باز

فردی که در کارناوال یا سیرک کار می‌کند یا با آن سفر می‌کند.

A person who works or travels with a carnival or circus.

«کارنی پیر همه فوت و فن کار را می‌دانست.»

The old carny knew all the tricks of the trade.

«او با مردم کارناوال بزرگ شد.»

She grew up with carny folk.

تفاوت با واژه‌های مشابه
showmanشومن

روزمره. فردی که نمایشی را ارائه یا تولید می‌کند، اغلب با شور و هیجان. در حالی که یک کارنی ممکن است شومن باشد، همه شومن‌ها کارنی نیستند، زیرا این یک اصطلاح گسترده‌تر برای سرگرم‌کنندگان است.

Everyday. A person who presents or produces a show, often with flair. 'The showman captivated the audience.' While a carny might be a showman, not all showmen are carnies, as it's a broader term for entertainers.

2adjective (صفت)informalcomparative (تفضیلی): carniersuperlative (عالی): carniest

صفت — کارناوالی

کارناوالیفریبنده (مانند کارناوال)

ویژگی‌های کارناوال یا افراد مرتبط با آن را دارد، که اغلب به معنای سبکی کمی فریبکارانه یا پر زرق و برق است.

Characteristic of a carnival or the people associated with it, often implying a somewhat dishonest or flashy style.

«او جذابیت کارناوالی داشت که باعث می‌شد مردم به او اعتماد کنند.»

He had a carny charm that made people trust him.

«آن تبلیغ حس و حال بسیار کارناوالی داشت.»

The advertisement had a very carny feel to it.

تفاوت با واژه‌های مشابه
flashyپر زرق و برق

روزمره. به ظاهری خودنما یا پر زرق و برق اشاره دارد، اغلب برای جلب توجه. وقتی 'carny' به معنای خودنمایی سطحی باشد، قابل تعویض است.

Everyday. Suggests a showy or gaudy appearance, often to attract attention. 'His flashy suit stood out in the crowd.' Can be interchangeable when 'carny' implies a superficial showiness.

slickزیرکانه

غیررسمی. به چیزی اشاره دارد که با مهارت و زیرکی انجام شده است، اغلب با اشاره‌ای به نادرستی یا دستکاری. با 'carny' همپوشانی دارد، زمانی که فریبکاری یا مهارت فروشندگی ضمنی باشد.

Informal. Suggests something done smoothly and cleverly, often with a hint of being dishonest or manipulative. 'He had a slick way of convincing people.' It overlaps with 'carny' when the trickery or salesmanship is implied.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000