chow

/tʃaʊ/
1noun (اسم)informal

اسم — خوراک

خوراکغذا

غذا، به خصوص غذای آماده؛ یک وعده غذایی.

Food, especially prepared food; a meal.

«بیا برویم کمی غذا بخوریم.»

Let's go get some chow.

«شام به زودی سرو می‌شود، بیایید خوراکتان را بردارید!»

Dinner will be served soon, come get your chow!

تفاوت با واژه‌های مشابه
foodغذا

رایج/روزمره. این کلی‌ترین و پرکاربردترین اصطلاح است. 'Chow' غیررسمی‌تر است و اغلب به یک وعده غذایی ساده و مقوی اشاره دارد، به ویژه برای گروه‌ها (مانند 'غذای آسایشگاه'). 'Food' همیشه بی‌خطر است. 'بیایید کمی غذا بخوریم' عمومی است، 'بیایید کمی خوراک بخوریم' غیررسمی‌تر/گروهی‌تر است.

Common/everyday. This is the most general and widely used term. 'Chow' is more informal and often implies a simple, hearty meal, particularly for groups (like 'mess hall chow'). 'Food' is always safe. 'Let's get some food' is general, 'Let's get some chow' is more casual/group-oriented.

grubخوردنی

عامیانه/خیلی غیررسمی. شبیه 'chow' است اما اغلب حتی غیررسمی‌تر، گاهی با بار معنایی کمی منفی یا خشن. عمدتاً در انگلیسی بریتانیایی. 'خواستی کمی خوراکی بخوری؟' در انگلستان رایج است.

Slang/very informal. Similar to 'chow' but often even more informal, sometimes with a slightly negative or rough connotation. Primarily British English. 'Fancy some grub?' is common in UK.

mealوعده غذایی

رایج. به مناسبت خوردن غذا، مانند صبحانه، ناهار یا شام، اشاره دارد. 'Chow' می‌تواند به خود غذا یا وعده غذایی اشاره کند، اما 'meal' به رویداد خاص‌تر است. 'یک وعده غذایی خوشمزه' در مقابل 'خوراک خوشمزه'.

Common. Refers to the occasion when food is eaten, such as breakfast, lunch, or dinner. 'Chow' can refer to the food itself or the meal, but 'meal' is more specific to the event. 'A tasty meal' vs 'tasty chow'.

متضادها
2verb (فعل)informalpast (گذشته): chowedpast participle (مفعولی): chowed-ing (حال): chowing3rd (سوم): chows

فعل — خوردن

خوردنغذای مفصل خوردن

غذا خوردن.

To eat.

«بیایید این همبرگرها را مفصل بخوریم.»

Let's chow down on these burgers.

«سربازان پس از راهپیمایی طولانی خود غذایشان را خوردند.»

The soldiers chowed down after their long march.

تفاوت با واژه‌های مشابه
eatخوردن

رایج/روزمره. کلی‌ترین و پرکاربردترین فعل. 'Chow' به خوردن با اشتها، به ویژه در محیطی غیررسمی یا گروهی، اشاره دارد. 'بیایید بخوریم' همیشه مناسب است. 'بیایید غذای مفصل بخوریم' بر یک وعده غذایی قابل توجه تأکید دارد.

Common/everyday. The most general and widely used verb. 'Chow' implies eating heartily, especially in an informal or group setting. 'Let's eat' is always appropriate. 'Let's chow down' emphasizes a substantial meal.

gorgeپرخوری کردن

غیررسمی/منفی. به معنای خوردن مقدار زیادی غذا با حرص. 'Chow' می‌تواند به معنای زیاد خوردن باشد، اما 'gorge' به طور خاص به پرخوری اشاره دارد. 'او پیتزا را با ولع خورد' افراطی‌تر از 'او پیتزا را مفصل خورد' است.

Informal/negative. Means to eat a large amount of food greedily. 'Chow' can imply eating a lot, but 'gorge' specifically means overeating. 'He gorged on pizza' is more extreme than 'he chowed down on pizza'.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000