اسم — گوشت گردن و شانه گاو
جمع 'chuck' به معنای قطعهای از گوشت گاو از قسمت شانه، گردن و بالای پا.
Plural of 'chuck' (a cut of beef from the shoulder, neck, and upper foreleg).
«قصاب چند قطعه گوشت گردن و شانه گاو برای خورش آماده کرد.»
“The butcher prepared several chucks for stew.”
«ما مقداری گوشت گردن و شانه گاو برای کباب کردن خریدیم.»
“We bought some beef chucks for grilling.”
اسم — کانورس
اصطلاح عامیانه برای کفشهای کتانی Converse Chuck Taylor All-Star.
Informal term for Converse Chuck Taylor All-Star sneakers.
«او همیشه کانورسهای قرمز مورد علاقهاش را میپوشد.»
“She always wears her favorite red chucks.”
«چاک تیلورهای قدیمی من واقعا راحت هستند.»
“My old chucks are really comfortable.”
تفاوت با واژههای مشابه
روزمره. اصطلاحی کلی برای کفشهای نرمی است که برای ورزش یا استفاده روزمره پوشیده میشوند. 'Chucks' یک برند/مدل خاص از کفشهای ورزشی است. "او کفشهای ورزشی جدیدش را به باشگاه پوشید."
Everyday. A general term for soft shoes worn for sports or casual wear. 'Chucks' are a specific brand/style of sneakers. 'He wore his new sneakers to the gym.'
روزمره (انگلیسی بریتانیایی). معادل 'sneakers' در انگلیسی آمریکایی است. "او برای دویدن کفشهای ورزشیاش را پوشید."
Everyday (British English). Equivalent to 'sneakers' in American English. 'He put on his trainers for a run.'
فعل — پرت میکند
صیغه سوم شخص مفرد زمان حال فعل 'chuck' به معنای پرتاب کردن چیزی با بیدقتی یا بیخیالی.
Third person singular present tense of 'chuck', meaning to throw something carelessly or casually.
«او توپ را به سمت سگش پرتاب میکند.»
“He chucks the ball to his dog.”
«او به سرعت کلیدهایش را روی میز پرت میکند.»
“She quickly chucks her keys onto the table.”
تفاوت با واژههای مشابه
روزمره. اصطلاح کلی برای به حرکت درآوردن چیزی در هوا است. 'Chucks' به پرتابی بیدقتتر یا کم دقتتر اشاره دارد. "او توپ بیسبال را خیلی سریع پرتاب میکند."
Everyday. The general term for propelling something through the air. 'Chucks' implies a more casual or less precise throw. 'He throws a baseball very fast.'