churns

/tʃɜːrnz/
verb (فعل)commonpast (گذشته): churnedpast participle (مفعولی): churned-ing (حال): churning3rd (سوم): churns

فعل — هم زدن

هم زدنتکان دادن

به شدت هم زدن یا تکان دادن برای ساخت کره یا حرکت مایعات

Stirs or shakes vigorously to make butter or cause liquid movement

«او خامه را برای درست کردن کره هم می‌زند.»

She churns the cream to make butter.

«دریا در طوفان تند می‌جنبد.»

The sea churns during the storm.

تفاوت با واژه‌های مشابه
stirsهم می‌زند

رایج. اصطلاح عمومی برای مخلوط کردن مایعات.

Common. General term for mixing liquids.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000