claims

/kleɪmz/
1verb (فعل)commonpast (گذشته): claimedpast participle (مفعولی): claimed-ing (حال): claiming3rd (سوم): claims

فعل — ادعا کردن

ادعا کردنادعا نمودن

بیان چیزی به عنوان حقیقت، معمولاً بدون اثبات.

To state something is true, often without proof.

«او ادعا کرده که یک شی ناشناس دیده است.»

He claims to have seen a UFO.

«او بی‌گناهی خود را ادعا می‌کند.»

She claims innocence of the crime.

تفاوت با واژه‌های مشابه
assertادعا کردن

رسمی. قوی‌تر و مطمئن‌تر از 'claim'، معمولاً در متن‌های رسمی.

Formal. Stronger and more confident than 'claim', often in official contexts.

declareاظهار کردن

رسمی. به معنی اعلام واضح، گاه کنار claim و کاربرد گسترده‌تر.

Formal. To announce clearly, sometimes overlapping with claim but broader usage.

متضادها
2noun (اسم)commonplural (جمع): claims

اسم — ادعا

ادعامطالبهدرخواست

بیانیه‌ای که چیزی را صحیح می‌داند، اما ممکن است مورد تردید باشد یا نیاز به اثبات داشته باشد.

A statement that something is true, often disputed or needing proof.

«ادعای او با شواهد پشتیبانی شد.»

Her claim was supported by evidence.

«وکیل در دادگاه ادعا را رد کرد.»

The lawyer denied the claim in court.

تفاوت با واژه‌های مشابه
assertionادعا

رسمی. بیانی رسمی یا محکم مشابه claim به عنوان اسم.

Formal. An official or forceful statement, similar to claim as a noun.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000