claim

/kleɪm/
claimto say something is true or yours
1verb (فعل)commonpast (گذشته): claimedpast participle (مفعولی): claimed-ing (حال): claiming3rd (سوم): claims

فعل — ادعا کردن

ادعا کردناظهار داشتن

ادعایی مطرح کردن که چیزی درست است، اغلب بدون ارائه مدرک.

To state something is true, often without proof.

«آن‌ها ادعا می‌کنند این محصول بهترین بازار است.»

They claim the product is the best on the market.

«او ادعا کرد دیشب بشقاب پرنده دیده است.»

She claimed she saw a UFO last night.

تفاوت با واژه‌های مشابه
assertادعا کردن

رسمی. در بیان قوی حقایق جایگزین claim می‌شود؛ مثلاً 'او بی‌گناهی‌اش را ادعا کرد' درست است، ولی 'او مالکیت خود را ادعا کرد' کمتر رایج است.

Formal. Can replace 'claim' in contexts of stating facts strongly; e.g., 'He asserted his innocence' works, but 'He asserted ownership' is less common.

maintainادعا کردن / اصرار داشتن

رسمی/غیررسمی. وقتی کسی بر چیزی اصرار دارد استفاده می‌شود؛ در جملاتی مثل 'او بر سر داستانش اصرار دارد' جایگزین است ولی برای ادعاهای حقوقی نیست.

Formal/informal. Used when someone insists on something; interchangeable in contexts like 'She maintains her story'. Not for legal claims.

متضادها
2verb (فعل)commonpast (گذشته): claimedpast participle (مفعولی): claimed-ing (حال): claiming3rd (سوم): claims

فعل — مطالبه کردن

مطالبه کردناهدا گرفتن

مطالبه کردن چیزی به عنوان حق یا مستحق بودن.

To demand or request something as a right or due.

«او چمدانش را در فرودگاه تحویل گرفت.»

She claimed her luggage at the airport.

«او غرامت حادثه را مطالبه کرد.»

He claimed compensation for the accident.

تفاوت با واژه‌های مشابه
demandمطالبه کردن

رایج/غیررسمی. از claim قوی‌تر و قاطع‌تر است؛ 'او بازپرداخت طلبید' درست است ولی claim نرم‌تر است.

Common/informal. Stronger and more forceful than 'claim'; 'He demanded a refund' fits, but 'He claimed a refund' is softer.

متضادها
3noun (اسم)commonplural (جمع): claims

اسم — ادعا

ادعااظهار

اظهار نظر یا ادعایی که معمولاً بدون مدرک است.

A statement that something is true, especially without proof.

«ادعای او درباره اختراع مورد سوال قرار گرفت.»

Her claim about the invention was questioned.

«شرکت ادعای او در مورد اخراج ناعادلانه را رد کرد.»

The company rejected his claim of unfair dismissal.

تفاوت با واژه‌های مشابه
assertionادعا

رسمی. به بیان مطمئن گفته می‌شود؛ در نوشته رسمی جایگزین claim می‌شود ولی در مکالمه کمتر استفاده می‌شود.

Formal. Refers to a confident statement; can replace 'claim' in formal writing but less common in speech.

متضادها
4noun (اسم)commonplural (جمع): claims

اسم — مطالبه

مطالبهدرخواست

مطالبه‌ای برای گرفتن چیزی به عنوان حق یا مستحق، مانند پول یا دارایی.

A demand for something as rightful or due, such as money or property.

«او پس از حادثه برای بیمه ادعا ثبت کرد.»

He filed a claim for insurance after the accident.

«مطالبه او درباره ارثیه مورد مناقشه قرار گرفت.»

Her claim to the inheritance was disputed.

تفاوت با واژه‌های مشابه
demandمطالبه

رایج. در موارد درخواست رسمی یا حقوقی به جای claim به کار می‌رود.

Common. Used in contexts of formal request or legal demand; can replace 'claim' especially in legal or financial contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000