classically

clas·si·cal·ly/ˈklæsɪkli/
classicalrelating to ancient Greek or Roman culture, or traditional style-lyforming adverb
adverb (قید)formaltype (نوع): manneradjective (صفت): classicalposition (جایگاه): end

قید — به صورت کلاسیک

به صورت کلاسیکطبق سنت

به صورت سنتی، باستانی یا مطابق استانداردهای کلاسیک.

In a traditional, ancient, or typical manner associated with classical standards.

«نمایش به شیوه کلاسیک اجرا شد.»

The play was classically staged.

«او به‌طور کلاسیک در پیانو آموزش دیده بود.»

She was classically trained in piano.

تفاوت با واژه‌های مشابه
traditionallyسنتی

رایج. معنی مشابه ولی به سنت عمومی اشاره دارد، نه فقط کلاسیک.

Common. Similar meaning, general tradition rather than specifically classical.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000