در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
به صورت سنتی، باستانی یا مطابق استانداردهای کلاسیک.
In a traditional, ancient, or typical manner associated with classical standards.
«نمایش به شیوه کلاسیک اجرا شد.»
“The play was classically staged.”
«او بهطور کلاسیک در پیانو آموزش دیده بود.»
“She was classically trained in piano.”
رایج. معنی مشابه ولی به سنت عمومی اشاره دارد، نه فقط کلاسیک.
Common. Similar meaning, general tradition rather than specifically classical.