class

/klæs/
1noun (اسم)commonplural (جمع): classes

اسم — کلاس

کلاسدرس

یک گروه از دانش‌آموزان که با هم درس می‌خوانند یا دوره تحصیلی مشخصی.

A group of students who are taught together or a course of study.

«کلاس شیمی ساعت ۹ صبح شروع می‌شود.»

The chemistry class starts at 9 a.m.

«او دو بار در هفته در کلاس انگلیسی شرکت می‌کند.»

She attends an English class twice a week.

تفاوت با واژه‌های مشابه
courseدوره

متداول/رسمی. وقتی به واحد آموزشی اشاره دارد با 'class' قابل تعویض است ولی 'course' معنای گسترده‌تری دارد که کل برنامه یا چند کلاس را شامل می‌شود.

Common/formal. Interchangeable with 'class' when referring to a unit of study, but 'course' is broader referring to a whole program or series of classes. For example, 'I'm taking a math course' works well whereas 'I'm taking a math class' refers more to a single session or type of lesson.

lessonدرس

رایج/غیررسمی. بیشتر به جلسه آموزشی واحد درون کلاس اشاره دارد و برای تأکید بر یک جلسه مشخص قابل جایگزین است.

Common/informal. Usually refers to a single teaching session within a class. Can be used interchangeably when emphasizing a specific teaching unit, e.g. 'Today's lesson is about grammar'.

2noun (اسم)commonplural (جمع): classes

اسم — طبقه

طبقهدستهرده

دسته یا گروهی از اشیاء یا افراد که ویژگی‌ها یا خصوصیات مشترکی دارند.

A set or category of things or people with shared characteristics or qualities.

«این هتل جزو طبقه لاکچری است.»

This hotel belongs to the luxury class.

«پرندگان بر اساس منقارشان به دسته‌های مختلف تقسیم می‌شوند.»

The birds are divided into different classes based on their beaks.

تفاوت با واژه‌های مشابه
categoryدسته

رایج/رسمی. وقتی به گروه‌بندی بر اساس ویژگی‌ها اشاره دارد قابل جایگزینی است و در زمینه طبقه‌بندی بیشتر استفاده می‌شود.

Common/formal. Can replace 'class' when referring to grouping based on shared traits, e.g. 'animal classes' or 'categories'. 'Category' often used in classification contexts.

groupگروه

رایج/غیررسمی. در معنای کلی گروه‌بندی اشخاص یا اشیا می‌تواند جایگزین شود ولی حالت رسمی کمتری دارد.

Common/informal. Interchangeable with 'class' in general sense of grouping people or things but less formal and more general.

3noun (اسم)commonplural (جمع): classes

اسم — طبقه اجتماعی

طبقه اجتماعیقشر

تقسیم‌بندی اجتماعی بر اساس مقام، تحصیلات یا دارایی.

A social division based on status, education, or wealth.

«او به طبقه بالای جامعه تعلق دارد.»

He belongs to the upper class of society.

«طبقه اجتماعی می‌تواند فرصت‌های افراد را تحت تأثیر قرار دهد.»

Social class can affect people's opportunities.

تفاوت با واژه‌های مشابه
stratumلایه اجتماعی

رسمی/آکادمیک. بیشتر در جامعه‌شناسی برای لایه‌های اجتماعی به کار می‌رود و در زبان روزمره کمیاب است.

Formal/academic. Mostly used in sociology for social layers or classes. Rare in everyday speech.

casteطبقه اجتماعی

رسمی/تاریخی. به طبقات اجتماعی ارثی و سخت‌گیرانه اشاره دارد و در بیشتر موقعیت‌ها قابل جایگزینی نیست.

Formal/historical. Refers specifically to rigid hereditary social classes, mostly in South Asian contexts. Not interchangeable in general use.

متضادها
4verb (فعل)commonpast (گذشته): classedpast participle (مفعولی): classed-ing (حال): classing3rd (سوم): classes

فعل — دسته‌بندی کردن

دسته‌بندی کردنطبقه‌بندی کردن

طبقه‌بندی یا تقسیم کردن اشخاص یا اشیا بر اساس ویژگی‌های مشترک.

To arrange or divide things or people into groups based on shared features.

«ما حیوانات را بر اساس زیستگاه‌شان طبقه‌بندی می‌کنیم.»

We class animals by their habitats.

«موزه آثار تاریخی را بر اساس دوره زمانی دسته‌بندی می‌کند.»

The museum classes artifacts by historical period.

تفاوت با واژه‌های مشابه
categorizeدسته‌بندی کردن

رسمی. بیشتر در متون علمی و فنی برای سازماندهی موارد به دسته‌ها به کار می‌رود.

Formal. Used mainly in academic and technical contexts to organize items into categories.

groupگروه‌بندی کردن

رایج/غیررسمی. کلی‌تر و خودمانی‌تر است و در موقعیت‌های غیررسمی که گروه‌بندی مطرح است جایگزین می‌شود.

Common/informal. More general and casual, can replace 'class' in informal contexts where grouping is involved.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000