clashing
صفت — ناهماهنگ
وقتی رنگها، سبکها یا الگوها در کنار هم قرار میگیرند، ناهماهنگ و زشت به نظر میرسند.
(Of colors, styles, or patterns) appearing incongruous or unsightly when placed together.
«پیراهن قرمز او با دامن نارنجیاش ناهماهنگ بود.»
“Her red shirt was clashing with her orange skirt.”
«الگوهای متناقض اتاق را شلوغ نشان میداد.»
“The clashing patterns made the room look chaotic.”
تفاوت با واژههای مشابه
رسمی. به چیزهایی اشاره دارد که به دلیل تفاوتهای اساسی نمیتوانند با هم وجود داشته باشند یا استفاده شوند. اغلب برای ایدهها، سیستمها یا شخصیتها استفاده میشود، نه فقط عناصر بصری.
Formal. Refers to things that cannot exist or be used together because of fundamental differences. It's often used for ideas, systems, or personalities, not just visual elements. Not directly interchangeable for visual 'clashing'.
ادبی/رسمی. نشاندهنده عدم هماهنگی است، اغلب برای صداها یا ایدههایی استفاده میشود که به خوبی با هم جور در نمیآیند. میتواند برای چیزهای بصری نیز استفاده شود اما رسمیتر از clashing به نظر میرسد.
Literary/formal. Suggests a lack of harmony, often used for sounds or ideas that don't fit well together. It can be used for visual things but sounds more formal than 'clashing'.
فعل — در حال برخورد
حالت استمراری فعل clash؛ به معنای برخورد کردن با صدای بلند و خشن یا در تضاد بودن.
Present participle of clash; striking or colliding with a loud, harsh sound, or being in conflict.
«سنجها در ارکستر با صدای بلند به هم میخوردند.»
“The cymbals were clashing loudly in the orchestra.”
«نظرات آنها تقریباً در هر موضوعی در تضاد بود.»
“Their opinions were clashing on almost every topic.”
تفاوت با واژههای مشابه
روزمره. به ضربه فیزیکی، اغلب با نیروی قابل توجه، اشاره دارد. میتواند به جای clashing برای اشیاء فیزیکی که صدا تولید میکنند استفاده شود، اما نه برای درگیریهای انتزاعی یا سبکهای بصری.
Everyday. Refers to physical impact, often with significant force. Can be used interchangeably for physical objects making noise, but not for abstract conflicts or visual styles.
متداول. به وضعیت عدم توافق یا مخالفت، اغلب بین ایدهها، منافع یا افراد، اشاره دارد. برای اختلافات انتزاعی قابل جایگزینی است، اما نه برای برخوردهای فیزیکی یا سبکهای بصری.
Common. Refers to a state of disagreement or opposition, often between ideas, interests, or people. Interchangeable for abstract disagreements, but not for physical impacts or visual styles.