cleaves

/kliːvz/
verb (فعل)formalpast (گذشته): cleavedpast participle (مفعولی): cleaved-ing (حال): cleaving3rd (سوم): cleaves

فعل — بریدن

بریدنشکافتن

چیزی را، به‌ویژه در امتداد خط یا ساختار طبیعی، شکافتن یا جدا کردن

to split or sever something, especially along a natural line or grain

«تبر چوب را به‌خوبی می‌شکافد.»

The axe cleaves the wood cleanly.

«رودخانه دره را شکافته می‌گذرد.»

The river cleaves through the valley.

تفاوت با واژه‌های مشابه
splitشکافتن

رایج. وقتی معنی تقسیم کردن باشد جایگزین cleave است ولی کمتر رسمی.

Common. Can replace 'cleave' when meaning to divide but less formal.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000