اسم — صدف
صدفهای کوچک قابل خوردن در آب شور با پوسته گرد که معمولا به عنوان غذا استفاده میشوند.
Small edible saltwater clams with rounded shells, often eaten as seafood.
«صدفها را برای شام از ساحل جمع کردیم.»
“We collected cockles on the beach for dinner.”
«صدفها غذای دریایی محبوب در بسیاری از کشورها هستند.»
“Cockles are popular seafood in many countries.”
تفاوت با واژههای مشابه
رایج. به نرمتنان دو کفهای مختلف اشاره دارد، از جمله cockle، واژهای کلیتر است.
Common. Refers to various bivalve mollusks including cockles; more general term.
اسم — عضلات قلب
عضلات ناحیه قفسه سینه، که اغلب در عبارت idiomatic به کار میرود.
The muscles in the chest area, often referenced in the phrase 'warm the cockles of one's heart'.
«آن رفتار مهربان واقعا قلبم را گرم کرد.»
“That kind gesture really warmed the cockles of my heart.”
«او حرفهایی زد که به اعماق وجودش نفوذ کرد.»
“She spoke words that touched the cockles of his heart.”