comfy

com·fy/ˈkʌmfi/
adjective (صفت)informalcomparative (تفضیلی): comfiersuperlative (عالی): comfiest

صفت — راحت

راحتدنج

اصطلاح غیررسمی به معنی راحت یا دنج.

Informal term meaning comfortable or cozy.

«آن صندلی واقعاً راحت به نظر می‌رسد.»

That chair looks really comfy.

«دوست دارم در خانه لباس‌های راحت بپوشم.»

I love wearing comfy clothes at home.

تفاوت با واژه‌های مشابه
cozyدنج

غیررسمی. معنای خیلی نزدیک به comfy دارد؛ در صحبت راحت قابل تعویض است.

Informal. Very similar in meaning to comfy; often interchangeable in casual speech.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000