coned

/koʊnd/
conecone (geometric or object)
verb (فعل)commonpast (گذشته): conedpast participle (مفعولی): coned-ing (حال): coning3rd (سوم): cones

فعل — مخروطی شکل کردن

مخروطی شکل کردنبه شکل مخروط درآوردن

به شکل مخروط یا شبیه مخروط درآوردن یا شکل دادن.

Formed or shaped into a cone or cone-like shape.

«هنرمند گل را به شکل گلدان مخروطی درآورد.»

The artist coned the clay into a vase shape.

«کاغذ به شکل مخروطی برای ساخت قیف درآورده شد.»

The paper was coned to create a funnel.

تفاوت با واژه‌های مشابه
taperedباریک‌شده

رایج. به باریک شدن تدریجی اشاره دارد، مشابه coned اما بر کاهش تدریجی قطر تأکید دارد.

Common. Indicates gradually narrowing, often similar to coned but emphasizes gradual decrease in diameter.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000