cronk

/krɒŋk/
adjective (صفت)slangcomparative (تفضیلی): more cronksuperlative (عالی): most cronk

صفت — خراب

خراباز کار افتادهمعیوب

(اصطلاح عامیانه استرالیا/نیوزیلند) خراب، از کار افتاده، یا به درستی کار نکردن.

(Australian/New Zealand slang) Broken, out of order, or not working properly.

«دوچرخه قدیمی‌ام خراب است، به یکی جدید نیاز دارم.»

My old bike is cronk, I need a new one.

«کنترل تلویزیون هفته‌هاست که خراب است.»

The TV remote control has been cronk for weeks.

تفاوت با واژه‌های مشابه
kaputخراب

غیررسمی/عامیانه. به طور گسترده در انگلیسی (اصالتاً آلمانی) برای توصیف چیزی که کاملاً خراب یا از کار افتاده است، استفاده می‌شود. با 'cronk' در معنای 'خراب' قابل تعویض است. 'ماشینم خراب است.'

Informal/Slang. Used widely in English (originally German) to describe something that is utterly broken or no longer working. Interchangeable with 'cronk' in its meaning of 'broken'. 'My car is kaput.'

bustedشکسته

غیررسمی/عامیانه. به معنای شکسته یا آسیب‌دیده است. در انگلیسی آمریکایی بسیار رایج است. 'گوشی‌ام شکسته است.' با 'cronk' برای چیزهایی که خراب شده‌اند قابل تعویض است.

Informal/Slang. Means broken or damaged. Very common in American English. 'My phone is busted.' Interchangeable with 'cronk' for things that are broken.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000