cropped

/krɒpt/
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more croppedsuperlative (عالی): most cropped

صفت — کوتاه شده

کوتاه شدهچیده شده

به‌شدت کوتاه شده، به‌ویژه در مورد مو یا لباس.

Having been cut very short.

«او موهایش را برای تابستان خیلی کوتاه کرد.»

She had her hair cropped short for summer.

«عکس برای حذف پس‌زمینه برش داده شد.»

The photo was cropped to remove the background.

تفاوت با واژه‌های مشابه
shortکوتاه

روزمره. یک اصطلاح کلی برای چیزی که بلند نیست و می‌توان برای مو، لباس و غیره استفاده کرد. 'موهای او کوتاه است' درست است، اما 'موهای او کراپ شده' به یک مدل موی عمدی و خیلی کوتاه اشاره دارد.

Everyday. A general term for something not long, can be used for hair, clothes, etc. 'She has short hair' works, 'Her hair is cropped' emphasizes an intentional, very short style.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000