adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more croppedsuperlative (عالی): most cropped
صفت — کوتاه شده
کوتاه شدهچیده شده
بهشدت کوتاه شده، بهویژه در مورد مو یا لباس.
Having been cut very short.
«او موهایش را برای تابستان خیلی کوتاه کرد.»
“She had her hair cropped short for summer.”
«عکس برای حذف پسزمینه برش داده شد.»
“The photo was cropped to remove the background.”
تفاوت با واژههای مشابه
short— کوتاه
روزمره. یک اصطلاح کلی برای چیزی که بلند نیست و میتوان برای مو، لباس و غیره استفاده کرد. 'موهای او کوتاه است' درست است، اما 'موهای او کراپ شده' به یک مدل موی عمدی و خیلی کوتاه اشاره دارد.
Everyday. A general term for something not long, can be used for hair, clothes, etc. 'She has short hair' works, 'Her hair is cropped' emphasizes an intentional, very short style.