در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
(اصطلاح عامیانه استرالیایی/نیوزلندی) فردی که از مد افتاده، از نظر اجتماعی دستوپا چلفتی یا کمی عجیب و غریب است.
(Australian/New Zealand slang) A person who is unfashionable, socially awkward, or a bit of a nerd.
«اینقدر دستوپا چلفتی نباش، بیا با ما بیرون!»
“Don't be such a dag, come out with us!”
«او کمی عجیب و غریب است اما قلب خوبی دارد.»
“He's a bit of a dag but he's got a good heart.”
غیررسمی. کسی که بیش از حد روشنفکر، درونگرا و از نظر اجتماعی دستوپا چلفتی است. در حالی که 'dag' میتواند به معنای دستوپا چلفتی بودن اجتماعی باشد، گستردهتر است و اغلب لحنی دلنشینتر یا شوخطبعانهتر از 'nerd' دارد. 'او یک خرخوان کامپیوتر است' رایج است، 'او یک dag کامپیوتر است' خاص استرالیا و نیوزلند است.
Informal. Someone who is overly intellectual, introverted, and socially awkward. While 'dag' can imply social awkwardness, it's broader and often carries a more endearing or humorous tone than 'nerd'. 'He's a computer nerd' is common, 'He's a computer dag' is specific to ANZ.
غیررسمی/عامیانه. فردی احمق، دستوپا چلفتی یا نالایق. شبیه 'nerd' اما اغلب با هوش کمتر و دستوپا چلفتی عمومیتر. 'Dag' کمتر خشن و اغلب محبتآمیزتر است. 'او زمین خورد و نوشیدنیاش ریخت، چه احمقی!' خوب کار میکند.
Informal/slang. A foolish, awkward, or inept person. Similar to 'nerd' but often implying less intelligence and more general social clumsiness. 'Dag' is less harsh and often more affectionate. 'He tripped and spilled his drink, what a dork!' works well.
تکهای از پشم یا فضولات چسبیده به پشت گوسفند.
A piece of matted wool or dung clinging to the hindquarters of a sheep.
«پشمچین مجبور شد فضولات چسبیده به گوسفند را جدا کند.»
“The shearer had to remove the dags from the sheep.”
«فضولات چسبیده میتواند حشرات را جذب کرده و مشکلات سلامتی برای گوسفندان ایجاد کند.»
“Dags can attract flies and cause health issues for sheep.”