در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
به روشی که سزاوار سرزنش است یا خیلی بد است.
In a way that deserves condemnation or is very bad.
«طرح به خاطر آمادگی کم به شدت شکست خورد.»
“The plan failed damnably due to poor preparation.”
«او در امتحان به شکل بسیار بدی عمل کرد.»
“He performed damnably in the exam.”
رایج. برای تأکید بر ویژگیهای منفی استفاده میشود اما از damnably رسمیتر نیست.
Common. Used to emphasize negative qualities but less formal than damnably.