dampener
اسم — مرطوبکننده
شخص یا چیزی که رطوبت میبخشد یا چیزی را تضعیف میکند، به ویژه چیزی که شدت چیزی را کاهش میدهد.
A person or thing that damps, especially one that reduces the intensity of something.
«باران غیرمنتظره برنامههای پیکنیک آنها را خراب کرد.»
“The unexpected rain acted as a dampener on their picnic plans.”
«جنس فوم به عنوان کاهنده ارتعاش در دستگاه عمل کرد.»
“The foam material served as a vibration dampener in the machine.”
تفاوت با واژههای مشابه
روزمره. دستگاهی برای کاهش صدا، به ویژه در وسایل نقلیه موتوری. این یک نوع خاص از کاهنده برای صدا است، نه شدت کلی. 'ماشین به یک صدا خفه کن جدید نیاز دارد' درست است.
Everyday. A device for deadening sound, especially in a motor vehicle. It's a specific type of dampener for sound, not general intensity. 'The car needs a new muffler' works.
فنی/رسمی. مادهای که واکنش شیمیایی یا فرآیند دیگری را کند یا از آن جلوگیری میکند. بیشتر به جلوگیری از عمل اشاره دارد تا صرفاً کاهش شدت. 'یک مهارکننده خوردگی' درست است.
Technical/formal. A substance that slows down or prevents a chemical reaction or other process. More about preventing action than simply reducing intensity. 'A corrosion inhibitor' works.