deadfall

dead·fall/ˈdɛdˌfɔːl/
deadno longer livingfallto drop down
noun (اسم)commonplural (جمع): deadfalls

اسم — کپه درختان افتاده

کپه درختان افتادهخرده‌چوب

توده‌ای از درختان و شاخه‌های افتاده، به ویژه در یک جنگل.

A mass of fallen trees and branches, especially in a forest.

«مجبور شدیم از روی یک توده بزرگ درختان افتاده بالا برویم تا در مسیر ادامه دهیم.»

We had to climb over a large deadfall to continue on the trail.

«کف جنگل پوشیده از خرده‌چوب‌های انبوه بود.»

The forest floor was covered with thick deadfall.

تفاوت با واژه‌های مشابه
tangleدرهم‌تنیده

روزمره. به توده درهم‌تنیده‌ای از اشیا اشاره دارد. می‌تواند برای پوشش گیاهی و همچنین اشیای دیگر به کار رود. 'یک درهم‌تنیدگی سیم‌ها' درست است. 'Deadfall' به طور خاص به چوب‌های افتاده اشاره دارد.

Everyday. Refers to a confused mass of things intertwined. Can apply to vegetation but also other objects. 'A tangle of wires' works. 'Deadfall' specifically implies fallen wood.

debrisآوار

کلی. به تکه‌های پراکنده زباله یا بقایا اشاره دارد. 'بعد از طوفان، آوارهای زیادی وجود داشت.' درست است. گسترده‌تر از 'deadfall' است زیرا فقط به عناصر طبیعی یا جنگل محدود نمی‌شود.

General. Refers to scattered pieces of waste or remains. 'After the storm, there was a lot of debris.' works. Broader than 'deadfall' as it's not limited to natural elements or forests.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000