defenestration

de·fen·es·tra·tion/ˌdiːfɛnɪˈstreɪʃən/
de-away from / downfenestrawindow (Latin)-tionaction / process
noun (اسم)formalplural (جمع): defenestrations

اسم — از پنجره به بیرون افکندن

از پنجره به بیرون افکندنعزل ناگهانیپنجره‌پرانی

عمل پرتاب کردن کسی یا چیزی از پنجره. این می‌تواند هم به صورت واقعی و هم به صورت مجازی به معنای برکناری از قدرت یا مقام باشد.

The act of throwing someone or something out of a window. It can be literal or figurative, implying removal from power or position.

«پنجره‌پرانی پراگ یک رویداد تاریخی مشهور است.»

The Defenestration of Prague is a famous historical event.

«برکناری سیاسی او ناگهانی و بی‌رحمانه بود.»

His political defenestration was sudden and brutal.

تفاوت با واژه‌های مشابه
expulsionاخراج

رسمی. در حالی که هر دو به معنای حذف هستند، 'اخراج' اصطلاح گسترده‌تری برای مجبور شدن به ترک هر مکان یا گروهی است، در حالی که 'دفنستراسیون' به طور خاص به پرتاب از پنجره یا به صورت استعاری به برکناری ناگهانی و دراماتیک از موقعیت قدرت اشاره دارد. 'اخراج او از حزب' درست است، 'دفنستراسیون او از حزب' بر ماهیت ناگهانی و شاید خشونت‌آمیز آن تاکید می‌کند.

Formal. While both involve removal, 'expulsion' is a broader term for being forced out of any place or group, whereas 'defenestration' specifically implies from a window, or metaphorically from a position of power in a dramatic, sudden way. 'His expulsion from the party' works, 'His defenestration from the party' highlights the sudden and perhaps violent nature.

ousterبرکناری

متداول/رسمی. هنگامی که به برکناری اجباری از قدرت اشاره دارد، قابل جابجایی است. 'برکناری' عمومی‌تر و رایج‌تر برای حذف‌های سیاسی یا شرکتی است، در حالی که 'دفنستراسیون' بار معنایی دراماتیک‌تر یا تاریخی‌تری دارد، که اغلب به صورت مجازی برای یک اخراج بسیار علنی و ناگهانی استفاده می‌شود. 'برکناری مدیرعامل' استاندارد است، 'دفنستراسیون مدیرعامل' به رویدادی شوکه‌کننده‌تر اشاره دارد.

Common/Formal. Interchangeable when referring to the forceful removal from power. 'Ouster' is more general and common for political or corporate removals, while 'defenestration' carries a more dramatic or historical connotation, often used figuratively for a very public and abrupt dismissal. 'The ouster of the CEO' is standard, 'The defenestration of the CEO' implies a more shocking event.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000