degenerated

de·gen·er·at·ed/dɪˈdʒɛnəreɪtɪd/
de-down, away, reversalgenerateto produce or create-edpast participle
adjective (صفت)common

صفت — ساقط شده

ساقط شدهفرسوده شدهانحطاط یافته

از نظر اخلاقی، جسمی یا کیفیت نسبت به قبل افت کرده یا بد شده است.

Having declined morally, physically, or in quality from a former state.

«ساختمان در طول سال‌ها فرسوده شده بود.»

The building had degenerated over the years.

«رفتار او پس از آن حادثه بد شد.»

His behavior degenerated after the incident.

تفاوت با واژه‌های مشابه
corruptedفساد یافته

رسمی. اغلب به فساد اخلاقی اشاره دارد، معنایی مشابه دارد.

Formal. Often implies moral decay, similar in meaning.

degradedمحروم شده

رایج. به پایین آمدن شان یا کیفیت اشاره دارد، معنایی نزدیک دارد.

Common. Means lowered in dignity or quality, close in meaning.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000