degeneracy

de·gen·er·a·cy/dɪˈdʒɛnərəsi/
noun (اسم)formal

اسم — زوال

زوالانحطاطفرسودگی

حالتی از زوال اخلاقی یا جسمی؛ کاهش کیفیت یا فساد.

The state of moral or physical decline; deterioration.

«رمان به زوال جامعه در دههٔ ۱۹۲۰ می‌پردازد.»

The novel explores the degeneracy of society in the 1920s.

«برخی معتقدند که برخی گرایش‌ها نشان‌دهندهٔ انحطاط فرهنگی هستند.»

Some believe that certain trends signal cultural degeneracy.

تفاوت با واژه‌های مشابه
decadenceزوال فرهنگی

رسمی. معمولاً به زوال فرهنگی یا اخلاقی اشاره دارد؛ در متون ادبی یا دانشگاهی قابل جایگزینی است.

Formal. Often implies cultural or moral decline; can replace degeneracy in literary or academic contexts.

depravityفساد اخلاقی

رسمی. به فساد اخلاقی اشاره دارد؛ وقتی از انحطاط اخلاقی صحبت می‌شود جایگزین است.

Formal. Refers specifically to moral corruption; interchangeable when talking about moral degeneracy.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000