noun (اسم)formal
اسم — زوال
زوالانحطاطفرسودگی
حالتی از زوال اخلاقی یا جسمی؛ کاهش کیفیت یا فساد.
The state of moral or physical decline; deterioration.
«رمان به زوال جامعه در دههٔ ۱۹۲۰ میپردازد.»
“The novel explores the degeneracy of society in the 1920s.”
«برخی معتقدند که برخی گرایشها نشاندهندهٔ انحطاط فرهنگی هستند.»
“Some believe that certain trends signal cultural degeneracy.”
تفاوت با واژههای مشابه
decadence— زوال فرهنگی
رسمی. معمولاً به زوال فرهنگی یا اخلاقی اشاره دارد؛ در متون ادبی یا دانشگاهی قابل جایگزینی است.
Formal. Often implies cultural or moral decline; can replace degeneracy in literary or academic contexts.
depravity— فساد اخلاقی
رسمی. به فساد اخلاقی اشاره دارد؛ وقتی از انحطاط اخلاقی صحبت میشود جایگزین است.
Formal. Refers specifically to moral corruption; interchangeable when talking about moral degeneracy.