adverb (قید)formaltype (نوع): manneradjective (صفت): dementedposition (جایگاه): end
قید — دیوانهوار
دیوانهوارغیرعادی
به صورت دیوانهوار یا غیرعادی.
In a crazy or insane manner.
«او در اتاق تاریک به صورت دیوانهوار میخندید.»
“He laughed dementedly in the dark room.”
«او پس از حادثه به شکل دیوانهوار رفتار کرد.»
“She acted dementedly after the accident.”
تفاوت با واژههای مشابه
madly— دیوانهوار
رایج. به معنی حالت دیوانه یا وحشی؛ اغلب قابل جایگزینی است.
Common. Means in an insane or wild manner; often interchangeable.