demi

de·mi/ˈdɛmi/
demi-half
adjective (صفت)formal

صفت — نیم

نیمنیمه

نیم یا جزئی، معمولاً به عنوان پیشوند در ترکیب‌ها به کار می‌رود.

Half or partial, often used as a prefix in compound words.

«او برای راحتی بیشتر سوتین نیمه‌کاپ پوشید.»

She wore a demi-cup bra for more comfort.

«هنرمند شکلی نیم‌دایره‌ای نقاشی کرد.»

The artist painted a demi-lune shape.

تفاوت با واژه‌های مشابه
halfنیم

رایج. معادل مستقیم به انگلیسی، در زمینه‌های مختلف.

Common. The direct English equivalent, used in various contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000