denature

de·na·ture/diːˈneɪtʃər/
de-remove, reversenaturenatural state
verb (فعل)technicalpast (گذشته): denaturedpast participle (مفعولی): denatured-ing (حال): denaturing3rd (سوم): denatures

فعل — از حالت طبیعی خارج کردن

از حالت طبیعی خارج کردنمسموم کردن

تغییر کیفیت طبیعی یک ماده، به ویژه غذا یا مواد شیمیایی، معمولاً برای غیرقابل خوردن کردن آن.

To change the natural qualities of a substance, especially food or chemicals, often to make it unsafe for consumption.

«اغلب الکل را برای جلوگیری از نوشیدن مسموم می‌کنند.»

Alcohol is often denatured to prevent drinking.

«گرما می‌تواند پروتئین‌های غذا را تغییر ساختاری دهد.»

Heat can denature proteins in food.

تفاوت با واژه‌های مشابه
alterتغییر دادن

رایج. عبارت عمومی برای تغییر است و کمتر خاص است.

Common. General term for change, less specific than denature.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000