denoting

de·not·ing/dɪˈnoʊtɪŋ/
de-away / downnotemark / sign-ingpresent participle / gerund
verb (فعل)commonpast (گذشته): denotedpast participle (مفعولی): denoted-ing (حال): denoting3rd (سوم): denotes

فعل — نشان دادن

نشان دادندلالت کردناشاره کردن

شکل حال استمراری فعل 'denote' به معنای نشانه چیزی بودن یا اشاره کردن.

Present participle of 'denote,' meaning to be a sign of; indicate.

«یک چراغ قرمز چشمک‌زن نشان‌دهنده خطر است.»

A flashing red light is denoting danger.

«کلمه 'خانه' به ساختمانی اشاره دارد که مردم در آن زندگی می‌کنند.»

The word 'house' is denoting a building where people live.

تفاوت با واژه‌های مشابه
indicatingنشان دادن

رایج. اغلب به جای یکدیگر استفاده می‌شوند. 'Indicating' گاهی اوقات می‌تواند به نشانه‌ای مستقیم‌تر یا قابل مشاهده‌تر اشاره کند، در حالی که 'denoting' بیشتر در مورد آنچه یک کلمه یا نماد نشان می‌دهد، است. 'فلش جهت را نشان می‌دهد' درست است. 'نماد به صلح اشاره می‌کند' درست است.

Common. Often used interchangeably. 'Indicating' can sometimes imply a more direct or observable sign, while 'denoting' is more about what a word or symbol represents. 'The arrow is indicating the direction' works. 'The symbol is denoting peace' works.

signifyingمعنا دادن

رسمی. بر معنا یا اهمیتی که چیزی منتقل می‌کند، تأکید دارد. 'Signifying' اغلب معنای عمیق‌تر و نمادین‌تری را نسبت به 'denoting' پیشنهاد می‌کند. 'تغییر به معنای یک دوران جدید است' درست است، در حالی که 'چراغ قرمز نشان‌دهنده خطر است' یک نمایش مستقیم‌تر است.

Formal. Emphasizes the meaning or importance conveyed by something. 'Signifying' often suggests a deeper, more symbolic meaning than 'denoting.' 'The change is signifying a new era' works, while 'The red light is denoting danger' is a more direct representation.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000