1adjective (صفت)informal
صفت — خراب
خرابآشفته
خوب کار نکرده یا خراب شدن، معمولاً درباره ماشینآلات یا تجهیزات.
Not working properly; malfunctioning (usually about machinery or equipment).
«امروز موتور ماشینم خراب کار میکند.»
“My car's engine is acting dicky today.”
«پرینتر خراب اسناد من را چاپ نمیکند.»
“The dicky printer won't print my documents.”
تفاوت با واژههای مشابه
faulty— معیوب
رایج است. وقتی درباره تجهیزات خراب صحبت میشود جایگزین میشود.
Common. Can replace when describing malfunctioning equipment.
متضادها
2noun (اسم)informalplural (جمع): dickies
اسم — آلت تناسلی مردانه
آلت تناسلی مردانهشخص به شکل کنایهای
اصطلاح عامیانه برای دستگاه تناسلی مردانه (آلت تناسلی).
Slang for the male genitalia (penis).
«در شوخی خودش را دیکی نامید.»
“He called himself a dicky in the joke.”
«این اصطلاح وقتی به فردی اشاره میکند، توهینآمیز است.»
“The term is offensive when referring to a person.”