diffused

dif·fused/dɪˈfjuːzd/
dif-apart, notfuseto pour, melt together
adjective (صفت)formal

صفت — پراکنده

پراکندهمنتشر شده

پراکنده یا گسترده در مساحت وسیع.

Spread widely or scattered over a large area.

«نور پراکنده جو ملایمی ایجاد کرد.»

The diffused light created a soft atmosphere.

«گازهای منتشر شده به آرامی اتاق را پر می‌کنند.»

Diffused gases fill the room slowly.

تفاوت با واژه‌های مشابه
dispersedپخش شده

رایج. معنی مشابه مرتبط با پراکندگی یا پخش شدن؛ تقریباً قابل تعویض.

Common. Similar meaning related to scattering or spreading out; nearly interchangeable.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000