adjective (صفت)formal
صفت — پراکنده
پراکندهمنتشر شده
پراکنده یا گسترده در مساحت وسیع.
Spread widely or scattered over a large area.
«نور پراکنده جو ملایمی ایجاد کرد.»
“The diffused light created a soft atmosphere.”
«گازهای منتشر شده به آرامی اتاق را پر میکنند.»
“Diffused gases fill the room slowly.”
تفاوت با واژههای مشابه
dispersed— پخش شده
رایج. معنی مشابه مرتبط با پراکندگی یا پخش شدن؛ تقریباً قابل تعویض.
Common. Similar meaning related to scattering or spreading out; nearly interchangeable.