discomforts

dis·com·forts/dɪsˈkʌmfərts/
dis-negation or reversalcomforta state of ease and well-being
noun (اسم)commonplural (جمع): discomforts

اسم — ناراحتی‌ها

ناراحتی‌هارنج‌ها

حالت ناراحتی جسمی یا روانی یا درد خفیف؛ جمع discomfort.

Physical or mental unease or mild pain; plural of discomfort.

«او پس از جراحی از ناراحتی‌های مختلف رنج می‌برد.»

He suffers from various discomforts after surgery.

«با آمادگی می‌توان ناراحتی‌های سفر را کاهش داد.»

Discomforts during travel can be minimized with preparation.

تفاوت با واژه‌های مشابه
painsدردها

رایج. بیشتر درباره دردهای جسمی به‌کار می‌رود؛ معنی هم‌پوشانی دارد اما دقیق‌تر است.

Common. Refers especially to physical pains; often overlapping in meaning but more specific.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000