discomforting

dis·com·fort·ing/dɪsˈkʌmfərtɪŋ/
dis-negationcomfortease, relief
adjective (صفت)formal

صفت — ناراحت‌کننده

ناراحت‌کنندهآزاردهنده

باعث ایجاد ناراحتی یا ناراحتی خفیف؛ نامطلوب.

Causing unease or mild distress; uncomfortable.

«سکوت در اتاق تاریک ناراحت‌کننده بود.»

The silence was discomforting in the dark room.

«اخبار ناراحت‌کننده همه را نگران کرد.»

Discomforting news made everyone uneasy.

تفاوت با واژه‌های مشابه
unpleasantنامطلوب

رایج. چیزی که باعث نارضایتی یا ناراحتی می‌شود؛ مشابه discomforting.

Common. Something causing discomfort or displeasure; similar to discomforting.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000