disembodiment

dis·em·bod·i·ment/ˌdɪs.ɪmˈbɒd.i.mənt/
dis-negation / removalembodimenta physical form or expression
noun (اسم)formal

اسم — بی‌جسدی

بی‌جسدیمجرد از جسم

وضعیتی که در آن کسی یا چیزی از شکل مادی یا بدن جدا شده باشد.

The state of being separated from a physical form or body.

«او درباره بی‌جسدی روح صحبت کرد.»

He spoke about the disembodiment of the soul.

«بی‌جسدی موضوعی رایج در فلسفه است.»

Disembodiment is a common theme in philosophy.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000