disembowel

dis·em·bow·el/ˌdɪsɪmˈbaʊəl/
dis-remove, reverseemin, intobowelintestines
verb (فعل)formalpast (گذشته): disemboweledpast participle (مفعولی): disemboweled-ing (حال): disemboweling3rd (سوم): disembowels

فعل — درآوردن روده‌ها

درآوردن روده‌هابی‌معده کردن

خارج کردن اندام‌های داخلی، به ویژه روده‌ها، از یک جسد یا بدن.

To remove the internal organs, especially the intestines, from a body.

«ماهی‌گیران قبل از پختن، ماهی را شکم‌خالی کردند.»

The fishermen disemboweled the fish before cooking.

«آیین‌های باستانی گاهی شامل بیرون آوردن اندام‌های داخلی حیوانات بود.»

Ancient rituals sometimes involved disemboweling animals.

تفاوت با واژه‌های مشابه
eviscerateدرآوردن اعضای داخلی

رسمی. در زمینه پزشکی یا زیست‌شناسی به کار می‌رود.

Formal. More technical synonym used in medical or zoological contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000