disemboweling

dis·em·bow·el·ing/dɪsɛmˈbaʊəlɪŋ/
dis-negation / reversalembowelto remove the internal organs
noun (اسم)formal

اسم — خارج کردن احشاء

خارج کردن احشاءتفریغ شکم

عمل بیرون آوردن اندام‌های داخلی بدن

The act of removing the internal organs of a body

«خارج کردن اندام‌های داخلی حیوان با دقت انجام شد.»

The disemboweling of the animal was done carefully.

«تفریغ شکم در برخی جراحی‌ها رایج است.»

Disemboweling is common in certain surgical procedures.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000