dismal

dis·mal/ˈdɪzməl/
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more dismalsuperlative (عالی): most dismal

صفت — تیره

تیرهغم‌انگیزناامیدکننده

باعث تیره‌رویی یا افسردگی شدن؛ بسیار بد یا ضعیف.

Causing a mood of gloom or depression; very bad or poor.

«هوا تمام روز تیره و غم‌انگیز بود.»

The weather was dismal all day.

«عملکرد تیم ناامیدکننده بود.»

The team's performance was dismal.

تفاوت با واژه‌های مشابه
gloomyتیره‌دل

رایج. حالت یا فضای تیره و افسرده را توصیف می‌کند.

Common. Describes dark or depressing atmosphere or mood.

drearyکسل‌کننده

رایج. بر کسالت‌آور بودن و بی‌علاقگی تأکید دارد.

Common. Emphasizes dullness and lack of interest.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000