adverb (قید)commontype (نوع): manneradjective (صفت): dismalposition (جایگاه): end
قید — به طور افسرده
به طور افسردهبه شکل ناامیدکننده
به شکل غمگین یا ناامیدکننده؛ نشان دادن یا ایجاد احساس ناراحتی یا ناامیدی.
In a gloomy or depressing manner; showing or causing sadness or disappointment.
«تیم در بازی نهایی به طور ناامیدکنندهای بازی کرد.»
“The team played dismally in the final match.”
«او با ناراحتی به خبر بد نگاه کرد.»
“He looked dismally at the bad news.”
تفاوت با واژههای مشابه
miserably— بسیار ناخوشایند
غیررسمی. برای تأکید بر احساس منفی شدید معمولاً در تجربه شخصی استفاده میشود.
Informal. Used to emphasize a strong negative feeling usually in personal experience – 'He performed miserably' means very poorly.