dissing

dis·sing/ˈdɪs.ɪŋ/
verb (فعل)informalpast (گذشته): dissedpast participle (مفعولی): dissed-ing (حال): dissing3rd (سوم): disses

فعل — توهین کردن

توهین کردنبی‌احترامی کردن

حال استمراری فعل توهین کردن یا بی‌احترامی به کسی.

Present participle of diss: to insult or disrespect someone.

«او جلوی دیگران به او بی‌احترامی می‌کرد.»

He was dissing her in front of others.

«دست از بی‌احترامی به دوستانت بردار.»

Stop dissing your friends.

تفاوت با واژه‌های مشابه
insultingتوهین‌آمیز

غیررسمی. معنای مشابه، رایج در زبان عامیانه و صحبت‌های روزمره.

Informal. Similar meaning, common in slang and casual speech.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000