diving

div·ing/ˈdaɪvɪŋ/
diveto plunge into water-ingaction or process
noun (اسم)common

اسم — شیرجه

شیرجهغوطه‌وری

ورزش یا عملی که شامل شیرجه رفتن به داخل آب سر اول است.

The sport or action of jumping into water headfirst.

«او مدال طلا در شیرجه تخته‌ای کسب کرد.»

She won a gold medal in springboard diving.

«شیرجه زدن در استخر سریعاً او را خنک کرد.»

Diving into the pool cooled him off quickly.

تفاوت با واژه‌های مشابه
plungingشیرجه زدن

متداول. اغلب به طور مترادف با diving استفاده می‌شود.

Common. Often used synonymously with diving when entering water quickly.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000