dock

/dɒk/
1noun (اسم)commonplural (جمع): docks

اسم — اسکله

اسکلهبندر

سازه‌ای کنار آب برای بارگیری، تخلیه یا تعمیر کشتی‌ها.

A structure by water for ships to load, unload, or be repaired.

«کشتی صبح زود به اسکله رسید.»

The ship arrived at the dock early morning.

«آن‌ها بار را با دقت روی اسکله بار کردند.»

They loaded the cargo onto the dock carefully.

تفاوت با واژه‌های مشابه
pierپیر

متداول. سکویی روی آب برای پهلو گرفتن کشتی که گاهی به جای dock استفاده می‌شود ولی معمولاً عمومی‌تر است.

Common. A platform extending over water for docking, often used interchangeably with dock but may be more public.

wharfحمایت

رسمی. شبیه اسکله یا پیر ولی معمولاً بزرگتر و برای حمل ونقل تجاری.

Formal. Similar to dock or pier, usually larger and for commercial shipping.

2verb (فعل)commonpast (گذشته): dockedpast participle (مفعولی): docked-ing (حال): docking3rd (سوم): docks

فعل — پهلو گرفتن در اسکله

پهلو گرفتن در اسکلهکسر کردن

کشتی را به اسکله رساندن یا کسر قسمتی از چیزی، مخصوصاً پول یا امتیاز.

To bring a ship into a dock or to remove part of something, especially money or points.

«کاپیتان کشتی را در بندر پهلو داد.»

The captain docked the ship at the port.

«شرکت به خاطر دیرکرد حقوق او را کسر کرد.»

The company docked his pay for being late.

تفاوت با واژه‌های مشابه
mooringپهلو گرفتن

اصطلاح دریایی مرتبط با پهلو گرفتن کشتی، تقریباً همان معنی.

Nautical term related to docking ships, almost same meaning.

deductکسر کردن

رسمی. معمولاً برای کسر پول یا امتیاز به کار می‌رود، در این حالت به dock نزدیک است.

Formal. Usually for subtracting money or points, close to dock in that sense.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000